قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2527
تاريخ الفي ( فارسى )
و اين معنى در اوهام چگونه صورت بندد كه صدر اسلام با وجود مكارم نفس و علوّ همّت ، كه سحاب ارضى است ، چگونه پسندد كه سحاب آسمان در اقطار و اطراف افاضه نمايد و سحاب زمين در ادرار ، اهمال و تكاسل ورزد ؟ مروّت كى جايز باشد كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، وزير صاحب تدبير را حاكم روى زمين گردانيده و مدّت بقاى او را به طراز طول عمر مطرّز سازد و وى در مدينة السّلام امام اسلام باشد و با وجود مشرب عذب ، چشمهء مكارم خود را از حيلهء ازدحام تشنگان باديهء احتياج عاطل دارد « 1 » و دار السّلام بغداد را ، كه مقرّ امامت و مستقرّ خلافت و مستحقان فضل و انعام در وى بىشمار ، به زيور مواهب و عطاياى خود بيارايد . و هيچ عاقل را شكّ نيست كه خلود اشخاص انسانى در اين جهان فانى از قبيل محالات است . پس بهتر كه به قليلى كه محل عروض زوال و فناست ، كثير باقى را به دست آورد و فرصت را غنيمت داند و بداند كه من امانت گذاردم و شرط نصيحت به جاى آوردم ؛ و بدان خدايى كه داناى نهان و آشكار است كه مرا از تقرير اين كلمات هيچ غرض دنيوى نيست ، آب و زمين و باغ و بستان ندارم و هيچ آفريدهاى را از اهل مشرق و مغرب با من خصومت و نزاع نيست و مرا از هيچكس تظلّم . و چون خواجه اين مواعظ و نصايح شنيد به قبول آن بر خود منّت نهاد و واعظ مسرور و خوشدل گشت . خواجه مبلغ هزار دينار سرخ به اسم نذر فرمود كه به أبو سعيد دهند . امّا او قبول نكرد . خواجه به دستور سابق مواهب و عطايا به مستحقّان رسانيده و فرمود كه ديگر ، حاجبان ارباب احتياج را از آمدوشد منع نكنند . و در روضة الصّفا مسطور است كه خواجه نظام الملك مردى پاكيزهاعتقاد و رقيق القلب بود . غم آخرت بيش از اندوه دنيا داشت . نوبتى به خاطرش رسيد كه در كيفيّت معاش خود به رعايا و زيردستان محضرى نويسد و آن را به اسامى علما و صلحاى امّت و اعيان و اشراف ملّت موشّح گرداند تا آنكه آن محضر را بعد از وفات با او در قبر نهند . هرچند اين صورت معهود اسلام نبود ، امّا علماى دين و سالكان راه يقين ، بنابر حسن معيشت او با ساير خلق خدا التماس او را مبذول داشته اسامى خود را بر آنجا ثبت نمودند . و چون آن محضر را بعد از همه پيش ابو اسحاق شيرازى « 2 » بردند كه ايشان نيز به توقيع رفيع
--> ( 1 ) . مضمون اين جمله ، مأخوذ است از يك بيت عربى بسيار معروف كه متأسفانه قائلش معلوم نيست : يزدحم النّاس على بابه * و المورد العذب كثير الزّحام ؛ - هندوشاه ، تجارب السّلف . ص 254 . مردم بر درگاه او تجمع مىكنند و بر چشمهء گوارا هميشه ازدحام است . - و . ( توضيحات مرحوم حسن قاضى طباطبايى ) . ( 2 ) . به قطع يقين اشتباه است . اين شخص امام ابو اسحاق فيروزآبادى ، مدرّس نظاميّه و صاحب كتاب التّنبيه است نه -